سرجیو تاپی؛ خدای خط!

به گزارش سرویس گرافیک آفام نیوز، سرجیو تاپی (Sergio Toppi) متولد ۱۱ اکتبر ۱۹۳۲ تصویرساز و کاریکاتوریست برجسته ایتالیایی از مطرح ترین و مؤثرترین هنرمندان جهان در دنیای تصویرسازی، کمیک استریپ و کاریکاتور است. سرجیو تاپی، طراح قدرتمند عرصه کمیک استریپ که با خیال‌پروری، پردازش داستان و اجرای نفس گیر و استادانه، بیننده را مسحور ذهن و دست توانای خود میکند. وی اولین تصویرسازی ‌هایش را در انتشارات مشهور ایتالیایی UTET منتشر کرد. تاپی از ۱۹۵۷ تا ۱۹۶۶ کارتون‌هایی را برای استودیو پاپوت اجرا نمود. همکاری تاپی در ساخت انیمیشن‌هایی برای تلویزیون و طراحی و تصویرسازی برای کتاب در خلال دهه‌های ۵۰ و ۶۰ میلادی نام او را بر سر زبان‌ها انداخت. اولین آثار وی در زمینه کمیک میتوان به مجله هفتگی کودکان با عنوان coeeiere dei piccolo  اشاره کرد وی در این کمیک شخصیت جادوگر mago zurli  را خلق کرد و با استقبال روبروگشت.

وی در ۱۹۹۶ در ال کاریر، بر اساس متن‌های کارلو تریبرتی، کمیک استریپ‌هایی را برای کودکان کشید. کمیک استریپ‌های جنگی، تاریخی و ماجراجویانه، مذهبی و اسطوره ای حجم عمده ای از فعالیت‌های کاری تاپی را تشکیل داده  است. تاپی یک خالق است و در خلق اثرش با حوصله فراوان به ترکیب‌های خلاقانه، ایجاز گرافیکی خط و کنتراست‌های شدید نور دست یافته است. آثار تاپی به تنهایی در برابر خصلت‌های کمیک امریکایی و ژاپنی، دارای ارزش‌های بازخوانی یک مکتب است.  او در نگاه اول تصویرگر نقش‌های اسطوره‌ای، داستان‌های تخیلی، روایت‌های باستانی و نقش مایه‌های اقوام کهن است؛ هنرمندی که جهان اساطیر و دنیای کهن را با شگردهای بصری و تخیل سرشارش پیوند زده است. وی در مقام یک طراح کمیک استریپ از بهترین‌هاست؛ طراحیِ قدرتمند و آناتومیک، زاویه دید مناسب، کمپوزیسیون‌های متنوع، ساخت کنتراست‌های شدید سایه و نیم سایه و ایجاد فضای بصری متناسب با موضوع، تاپی را در صدر طراحان جهان نشانده است.استفاده استادادنه وی از خطوط در طراحی هایش به او عنوان خدای خط داده است.وی  قدرت طراحی خود را فقط در طراحی آناتومی ‌و پیکره‌ها به کار نمی‌برد، بلکه اوج کار وی را باید در مهارتش در ترکیب استادانه تصاویر و تلفیق نماهای مختلف در یک کادر دانست. این مهم‌ترین مؤلفه آثار تاپی است. ترکیب چند کاراکتر در کنار هم و تلفیق چند فضای داستانی در یک کادر وی را به سمت طراحی کمپوزسیون‌هایی که مختص به خود اوست، کشانده است.

ترکیب و تلفیق عناصر و کاراکترها در آثار تاپی به نحوی است که نیازی به ساخت وساز بک گراند نیست؛ در عوض این خود فضای اصلی است که با بافت‌های متنوع شکل می‌گیرد. بافت در کارهای تاپی از اهمیت ویژه ای برخوردار است، و او این ویژ گی را فقط با‌ هاشورهای متنوع ایجاد می‌کند. همین اتفاق از مهم‌ترین ویژ گی و توانمندی این طراح در استفاده از یک ابزار است. تاپی در مناطق مختلف دنیا نمایشگاه های بسیاری برگزار کرده است.وی طرح هایی از افراد مشهور جهان کشیده که بسیار مورد توجه و تقدیر قرار گرفته است.وی در ۲۱ آگوست ۲۰۱۲ چشم از جهان فرو بست. وی در سال ۲۰۰۱ به عنوان رئیس هیأت داوران «سی وسومین دوره جشنواره بین المللی طنز گرافیک آماروستیکا (ایتالیا)» معرفی شد. در کتاب جشنواره آماروستیکا-ی سی وسوم، ده صفحه به معرفی این هنرمند مطرح ایتالیایی اختصاص داده شد.

افرادی مانند جیم لی (Jim Lee) ، والتر سیمونسون (Walter Simonson)، کریس وتو (Chris Weto)، دانیل رزلج (Daniel Zezelk) و فرانک میلر (Frank Miller) جزو طرفداران او هستند …

در ادامه مصاحبه وی را با اسموکی من (Smoky Man) و فابریزیو لو بیانکو (Fabrizio Bianco) میخوانید

شروع کار حرفه ای تاپی:

من شغلم را وقتی هنوز در دبیرستان در اوایل دهه ۱۹۵۰ درس می خواندم شروع کردم. چند طراحی برای مجله ای که مخاطبان جوان داشت و توسط موندادوری (Mondadori) که انتشاراتی مشهوری در ایتالیا بود، چاپ می شد، کشیدم. و سپس فعالیت هنری ام را در دهه ۵۰ و اوایل دهه ۶۰ با انتشاراتی یوتت (Utet) که یکی از قدیمی ترین انتشاراتی های ایتالیا بود ادامه دادم. من به عنوان انیماتور با شرکت های تبلیغاتی مختلفی مانند پاگوت انیمیشن (Pagot Anmation) همکاری داشتم.

پس از مدتی شروع به کار در زمینه طراحی کردم. در اواسط دهه ۶۰ بود که شروع به کار حرفه ای در زمینه کاریکاتور کردم. من شخصیت زورلی ویزارد (Zurli Wizard) را خلق کردم و پس از آن شروع به کشیدن طرح های تاریخی اولیه کردم، چیزهایی مانند داستا ن های جنگی که میلومیلانی) Mili Milani) نوشته بود. یکی از این سری طرح های گراندی آونتوره دی پاسه گوئرا Aventure di pace Guerra بود که مانند بسیاری از آثار من از جمع آوری یکی از داستان ها به وجود آمده بود. اگر بخواهم کارهای سریالی بکشم، ترجیح می دهم داستان هایی مانند آن چه که به طور دائم در مجله کورتو مالتس Corto Maltese در طول سا لهای متمادی چاپ می شوند بکشم. اغلب کارهایم را آثاری منحصر به فرد می دانند، اما مدت زیادی است که طراحی می کنم و عوامل مختلفی بر کارهایم تاثیر می گذارند. برایم بسیار مهم است که به دور و برم توجه کنم و اتفاقات را ببینم، اما مهم ترین چیز برایم پیدا کردن لحن شخصی است. وقتی در هر زمینه از طراحی فعالیت داشته باشید، سخت ترین کار این است که به دنبال یافتن سبکی شخصی باشید. چگونه می توانید آن را پیدا کنید، نمی دانم. هیچ فرمول خاصی وجود ندارد. آن سبک خود به خود پیدا می شود. به طور طبیعی باید به آثار طراحان دیگر دقت کنید، آن هایی که به کارشان علاقه دارید. اما باید از تکرار آثار چاپ شده دوری کنید. من در ایتالیا به آثار آنجلو استانو AngeloStano ، نیکولا ماریNicola Mari ، لورنزو ماتوتی Lorenzo Mattotti و سرجیو زانیبونیSergio Zaniboni بسیارعلاقه مند هستم.

و از کشورهای دیگر به آثار دانیل ززلج DanielZezlj که کارهای مختلفی در ایتالیا کرده است و آندره جیلارد Andre Julliard هنرمند فرانسوی، انریکه برچیا Enrique Brecchia که مانند پدرش آلبرتوAlberto ، هنرمند بزرگی است، بسیار علاقه مند هستم. البته مطمئنا هنرمندان بسیاری را از قلم انداخته ام. من فیلم های مختلفی تماشا می کنم، کارهایی که حتی چندان مشهور نیستند، زیرا فکر می کنم ممکن است مطالب جالب و تصاویر زیبایی پیدا کنم که به درد کارم بخورد. از دیدگاه تکنیکی فکر می کنم سینما می تواند تاثیر به سزایی در خلق آثار هنر طراحی داشته باشد. سبک طراحی سینماتوگرافی بسیار مهم است.

مهم است که بتوانیم تصاویر را به حرکت وادار کنیم. من سال های پایانی قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم را دوران بسیار مهیجی برای خلق آثار هنری عالی می دانم. من آثار هنرمندانی مانند شی یل Schiele و کلیمتKlimt ، همه هنرمندان انقلاب جدایی طلبان Secession و حتی هنرمندان نه چندان مشهور را بسیار دوست دارم. به عقیده من آنها آثار خارق العاده ای هستند. در آن دوران همه کارها می توانست به آثار هنری بزرگی تبدیل شود. آن ها استادان بزرگی بودند که می توانستند کارهای هنری در زمینه های مختلف به وجود آورند.

وقتی سردبیر مجه پانینیPanini ، انریکو فورنارولی Enrico Fornaroli به من پیشنهاد همکاری برای طراحی روی جلدهای مجله را داد واقعا از قبول این همکاری لذت بردم. من چندان طرفدار مجلات مصور نیستم و نمی توانم بگویم که تجربه زیادی در مورد ژانر قهرمان اصلی این گونه مجلات دارم. اما با این حال فرصتی برای من بود تا با سبک متفاوت با آثار خودم آشنا شوم. کار استودیو اسپاکل (The Studio Spacel) را در خانه خودم و روی میزی بزرگ آغاز کردم. تمام اطرافم را پر از مجلات، کتاب ها و لوازم و مرجع های ضروری در مورد طنز کردم. مفیدترین چیز برای من مجلات بودند. نشنال جیوگرافیک National Geographic یکی از این گونه مجلات بود. من همیشه عاد به خریدن آن ها داشتم و اتاقم را پر ز این مجلات کرده بودم، اما حالا دیگر از مطالب آن استفاده می کردم تا بتوانم سربازهای اسباب بازی و کلکسیون هایی از کلاه های ایمنی را ببینم. این میل شدیدی بود که بین من و طراحان هم عصرم مشترک بود. من یک دستگاه پخش موسیقی داشتم که دوستم به من هدیه داده بود. همیشه عادت داشتم وقتی طراحی می کنم به رادیو گوش میدهم، اما حالا به ارزش سکوت پی برده بودم. گاهی فکر می کنم که در جامعه مدرن سکوت و توانایی به گوش دادن چیزهایی هستند که سخت به دست می آیند. مدتی پیش یک دستگاه فکس هدیه گرفته بودم که حالا خیلی به درد کارم می خورد، زیرا من هرگز کامپیوتر نداشتم با این که همکارانم همیشه به من یادآوری می کنند که وسیله ای مفید است، به خصوص برای انجام تحقیقات از طریق اینترنت. من همیشه از یک سشوار برای خشک کردن جوهر استفاده می کنم. این محل کار من است، با این که خیلی کوچک است اما در آن کاملا احساس راحتی می کنم. می دانید که من طراحی را چندان هنر نمی دانم، به عقیده من طراحی چیزی مانند «صنایع دستی» است، گرچه گاهی صنایع دستی با بالاترین کیفیت هستند. طرح ها مانند صنایع دستی هستند چون همان پیچیدگی را دارند.

برای طراحی شما نیاز به متن، تقطیع و رنگ آمیزی دارید و باید داستانی در این صفحا به وجود آورید. یک هنرمند خوب می تواند هر کاری را که دوست دارد انجام دهد، او می تواند صندلی با پنج پایه بکشد و کسی حق اعتراض ندارد … اما یک هنرمند طراح باید همان صندلی را با چهار پایه بکشد. پس این ها مراحلی شبیه به تولید صنایع دستی هستند. شما واقعا باید برای هر چیزی برنامه ریزی کنید. درطراحی محدودیت کمتر و سلسله حوادث کم تری وجود دارد. به همین دلیل گاهی از طراحی کردن بیشتر لذت می برم. زیرا در طراحی ایده هایم را می توانم صریح تر برسانم. به همین دلیل طراحی، حتی پیچیده ترین نوع آن جایگاه خاصی برای من دارد. شما فقط نیاز دارید تابه تناسب درست عنصرها دقت کنید. اما در تصاویر متوالی همه چیز پیچیده تر است شما باید به عناصر و عوامل بسیاری دقت کنید. قبل از این که داستان جدیدی را شروع کنم چند روزی را صرف پیدا کردن مطالب مرجع می کنم. برای هنرمد بسیار سخت است که همه چیز را در ذهنش تصور کند، به همین دلیل به کتاب فروشی ها و کتابخانه ها می روم، زیرا داشتن عکس های مختلف بسیار مهم است. حالا پی برده ام که کارها با کمک کامپیوتر بسیار آسان می شود، اما همان طور که گفتم من هنوز کامپیوتر ندارم. پس برای من بسیار اهمیت دارد که تصاویر و مرجع ها را گردآوری کنم و آن ها را در آرشیو شخصی ام قرار دهم ودر مواقع لازم از آن ها استفاده کنم. یک هنرمندباید بتواند عناصر لازم برای کارش را از همه چیزهایی که در طول روز می بیند پیدا کند. وقتی روی داستانتان کار می کنید از اول باید به همه چیز آن فکر کنید. اگر با یک نویسنده همکاری می کنید باید بدانید که گاهی مجبور هستید در مورد چیزهایی که دوست ندارید طراحی کنید.

هم زیستی کامل میان هنرمند و نویسنده بسیار سخت است. هر دوی آن ها سعی می کنند پیروز شوند. اگر فقط خودتان طراح و نویسنده باشید می توانید هر کاری را که دوست دارید انجام دهید. من نوشتن کامل را انجام نمیدهم، زیرا ترجیح میدهم داستانی را طراحی کنم که حس خودش را دارد. من اغلب خودم داستان نمی نویسم، دوست دارم روی داستانی که وجوددارد کار کنم. وقتی داستانی را بدانم، از ابتدا نتا های کوتاهی در مورد آن می نویسم، لیستی از حوادث مهم تهیه می کنم. و صحنه ها را جلوی چشمم تصور می کنم، اغلب می بینم که کارم از اول پر انرژی است، تاثیری که نمی توانید در قطعه نوشته شده پیدا کنید، اغلب می بینم که کارم از اول پر انرژی است، تاثیری که نمی توانید درقطعه نوشته شده پیدا کنید. به طور کلی صفحات داستان را به ترتیب طراحی می کنم، گرچه گاهی هم اتفاق افتاده که از یک صفحه خاص شروع کرده و بقیه داستان را حول آن تهیه کرده ام. من همه صفحات را به طور کامل می کشم و نوشته هایی به آن اضافه می کنم و به تناسب مطالب و محل قرار گرفتن بالن هایی که متن را در آن ها می نویسم بسیار اهمیت می دهم. و در عین حال توجه زیادی به عناصر یا تصاویر اصلی می کنم. گاهی با اولین تلاش می توانم صفحه ای کامل را به وجود آورم. اما گاهی نیاز به زمان بیشتری دارم. پیشگویی کردن این مطلب بسیار سخت است. روال کارم را بسیار تغییر می دهم، اما دانستن زمان پایان کار برایم بسیار اهمیت دارد! سعی می کنم با طراحی اولیه حس طراوت را به وجود آورم و سپس بلافاصله از جوهر کمک می گیرم. من علاقه زیادی به کنتراست رنگ و سیاه و سفید دارم. حتی به عقیده من گاهی «مشخص کننده » هستند. به همین دلیل حکاکی را نیز دوست دارم و حتی شاید تاثیر آن را در سبک کاری ام احساس کنید. برای رنگ کردن کارهایم نیز ترجیح می دهم از جوهر استفاده کنم. من به وضوح نیز بسیار اهمیت می دهم. به عقیده من انتقاد کردن از کارهای خود بسیار مهم است. اگر از صفحه ای که طراحی کرده ام راضی نباشم، ازدیدن آن احساس ناراحتی می کنم، با طراحی سعی می کنم احساساتم را بیان کنم، به همین دلیل کاری را که دوست دارم انجام می دهم. سعی می کنم روی کاغذ حوادث تاریخی یا اسطوره ای که برایم جالب است طراحی کنم. وقتی صفحه ای به نظرم «نادرست » می رسد باید آن را حذف کنم، حتی اگر زمان زیادی روی آن کار کرده باشم. پس دور انداختن یک صفحه می تواند نوعی رهایی به حساب بیاید. ازطرف دیگر دوست دارم کارهایی را که خوب انجام داده ام نگه دارم. باید بگویم نمی دانم چرا این قدر از کارهای هنری ام تمجید می شود. می دانم که آثارم طرفداران بسیاری دارند و از این مطلب لذت می برم، اما دلیل واقعی آن را نمی دانم. توضیح دیگری ندارم، و نمی توانم به زبان انگلیسی صحبت کنم، به همین دلیل فکر نمی کنم هرگز بتوانم ارتباط درستی با هنرمندان آمریکایی پیدا کنم که همیشه از کارهام تعریف کرده اند.

منبع:

en.wikipedia.org

www.resistart.ir

www.nabzefarda.com



شناسه خبر: ۹۵۰۸۲۶۲۶۷۸

 

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *